محمد بن على ظهيرى سمرقندى

111

سندباد نامه ( فارسى )

تربيت مىداد و چون نسيم شمال دايگى مىكرد و « 1 » وصال پسر از فراق مادر عوض و بدل مىشمرد كه « من منع من الاثر « 2 » قنع بالخبر » 1 و در فراق امانى و تلخى زندگانى مىگفت : بيت بىتو اى جان زندگانى مىكنم * مايه نى بازارگانى مىكنم شرم باد از كار خويشم تا چرا * بىتو چندين زندگانى مىكنم « 3 » 2 و اين مرد « 4 » گربه‌اى داشت . مدّتها آستان « 5 » او بالين كرده و مدّت عمر در خدمت او بسر برده و حقوق آنف و سالف ثابت گردانيده و از مدّت وفات مادر طفل « 6 » يك لحظه از حوالى مهد او « 7 » جدا نبوده و طليعهء جان و « 8 » پاسبانى مال او كرده و هرگاه كه « 9 » دايه مشغول بودى ، گاهواره « 10 » بجنبانيدى . روزى پدر كودك و دايه هر دو از خانه غايب بودند و گربه بر عادت گذشته پيش گاهواره خفته بود « 11 » . مارى سياه از سوراخى بيرون آمد و قصد كودك كرد . گربه از آنجا كه شفقت او بود بر احوال كودك و عادت طبيعى روى به مار آورد و با او به كارزار ايستاد « 12 » . گاه به زخم پنجه و گاه به زخم دندان گلوى مار مىدريد و سر و قفاى او مىخاييد تا مار هلاك شد و كودك از خطر او « 13 » مصون بماند و گربه از خون مار پوستين آهار داد . چون مرد برسيد ، گربه قدوم او را استقبال نمود و از بهر آنكه چنين دشمنى « 14 » از پاى درآورده بود و چنين نازله‌اى دفع كرده و جان در معرض خطر نهاده ، تبصبصى مىكرد و تملّقى مىنمود و « 15 » طمع مىداشت كه استخوانى يا لقمه نانى « 16 » به دو دهد . مرد چون در گربه نگاه كرد ، دهان او خون‌آلود « 17 » ديد . از غايت مهر و عشق « 18 » فرزند

--> ( 1 ) . آتش : « واو » ندارد ( 2 ) . ازمير : بالخبر ( 3 ) . آتش : دو بيت ديگر نيز دارد : تو نه و من در جهان زندگان * راستى بايد گرانى مىكنم زندگانى نيست بىرويت وليك * حيله‌اى چونانكه دانى مىكنم ( 4 ) . آتش : اين لشكرى ( 5 ) . آتش : آستين ( تاشكند مطابق متن ) ( 6 ) . ازمير : « طفل » ندارد ( 7 ) . ازمير : آن طفل ( 8 ) . ازمير : واو ندارد ( 9 ) . آتش : « كه » ندارد ( 10 ) . آتش : گاهواره را ( 11 ) . ازمير : « بود » ندارد ( 12 ) . آتش : بيستاد ( 13 ) . آتش : « او » ندارد ( 14 ) . ازمير : دشمنى را ( 15 ) . آتش : « تجزية الخير » اضافه دارد ( تاشكند مطابق متن ) ( 16 ) . آتش : لقمه‌اى نان ( 17 ) . آتش : خون‌آلوده ( تاشكند مطابق متن ) ( 18 ) . آتش : شفقت ( تاشكند مطابق متن )